العلامة المجلسي
380
حياة القلوب ( فارسي )
تا آنكه إبراهيم مرد بسيار پيرى را ديد كه آنچه مىخورد در ساعت از طرف ديگرش بيرون مىرفت ، پس حيات را نخواست ومرگ را طلبيد ، روزى به خانهء خود آمد در آنجا نيكوترين صورتي را ديد كه هرگز نديده بود ، فرمود : تو كيستى ؟ گفت : من ملك المؤتم . فرمود : سبحان اللّه ! كيست كه قرب تو وزيارة تو را نخواهد وتو به اين صورت نيكو باشى ؟ ملك الموت گفت : اى خليل الرحمن ! خدا هرگاه نسبت به بنده خيرى خواهد مرا به اين صورت به نزد أو مىفرستد ، اگر به بنده بدى خواهد مرا در غير اين صورت به نزد أو مىفرستد . پس آن حضرت در شام به رحمت الهى واصل شد وإسماعيل عليه السّلام بعد از آن حضرت به لقاى الهى فايز گرديد ، وعمر مبارك إسماعيل صد وسى سال بود ودر حجر إسماعيل مدفون شد نزد مادرش « 1 » . وبه سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : إبراهيم عليه السّلام با پروردگار خود مناجاة كرد وگفت : خداوندا ! چگونه خواهد شد حال اين عيال پيش از آنكه از فرزندان آن شخص خلفي باشد كه به امر عيال أو برسد ؟ پس خدا وحى فرمود : اى إبراهيم ! آيا براي عيال خود بعد از خود خلفي وجانشينى بهتر از من مىخواهى ؟ عرض كرد : خداوندا ! نه ، الحال خاطر من شاد شد كه دانستم لطف تو شامل حال ايشان است « 2 » . مؤلف گويد : خواستن زندگى دنيا اگر براي تمتّعات ولذّات فانيهء دنيا باشد بد است ، واگر براي تحصيل آخرت وعبادت جناب مقدس الهى باشد ، آن محبت آخرت است نه
--> ( 1 ) . علل الشرايع 38 . ( 2 ) . قصص الأنبياء راوندى 112 .